X
تبلیغات
پزشکی بالینی - روش32- روش های تشخیصی سرطان

PDF متن کامل روش

ماموگرافي تنها روش تشخيص نيست!

سرطان پستان عبارت است از بدخيمي سلول هاي سازنده شير براي تغذيه نوزادان. ‏
اين بيماري شايع ترين سرطان در خانم ها است و ميزان ابتلاي آن در آقايان کمتر از 1/0 است. از جمله علائمي که مي توان در بروز يک سرطان پستان به آن اشاره کرد: لمس يک توده سفت در داخل قسمتي از نسج پستان يا کشيدگي پوست پستان در آن ناحيه يا زخم شدن آن قسمت از پوست است. در موارد کمي ممکن سرطان به صورت ترشحات خوني خود را نشان مي دهد که اين حالت زياد شايع نيست.

يکي از علائمي که نشانه بدخيمي توده است، رسوبات نقطه اي کلسيم بر روي ضايعه مشکوک پستان است که کلسيفيکاسيون هاي بدخيم ناميده مي شوند.
ميکروکلسيفيکاسيون ها به صورت گروهي در ماموگرافي ظاهر مي شوند و معمولا حداقل‏
‏ 5 ميکروکلسيفيکاسيون در هر سانتي مترمربع لازم است تا به عنوان يک خوشه در نظر گرفته شود. وجود سه ميکروکلسيفيکاسيون مشکوک براي انجام عمل بيوپسي کافي است. از آن جا که ميکروکلسيفيکاسيون هاي منفرد از لحاظ باليني قابل اعتماد نيستند تشخيص ميکروکلسيفيکاسيون هاي خوشه اي بسيار مفيد است.‏
از لحاظ تئوري يک طرح کلي تشخيصي ممکن است حساسيت پائيني نسبت به تشخيص ميکروکلسيفيکاسيون ها داشته باشد اما حساسيت آن براي تشخيص يک ميکروکلسيفيکاسيون خوشه اي بالا باشد.
ميکروکلسيفيکاسيون نتيجه يک پروسه خوش خيم يا بدخيم است که موجب مي شود ‏
سلول هاي پوششي و پوشش دهنده مجراهاي پستان و نمک هاي کلسيمي به داخل مجرا ترشح کنند. بنابراين آن چه به عنوان ميکروکلسيفيکاسيون در ماموگرافي ظاهر مي شود توده سختي متشکل از فسفات کلسيم به خصوص هيدروکسي آپاتيت يا کريستال هاي اگزالات کلسيم
‏ است. بنابراين ميکروکلسيفيکاسيون ها به تنهايي خوش خيم يا بدخيم نيستند و بستگي به سلول هايي دارند که دچار تحول خوش خيم يا بدخيم شده اند. هرچند که از لحاظ ماموگرافي ميکروکلسيفيکاسيون به صورت يک جسم واحد است اما در حقيقت از چندين کريستال تشکيل شده است. از آن جا که اين کريستال ها مي توانند از راه هاي مختلفي تجمع پيدا کنند اندازه و شکل ميکروکلسيفيکاسيون ها به ميزان زيادي متفاوت است و از قطر ‏mm‏10 ‏
تا چندين ميلي متر و به صورت گرد يا طولي وجود دارند. علاوه بر اين چگالي ميکروکلسيفيکاسيون ها نيز بستگي به ميزان مايعي که در توده تجمع يافته داشته و ممکن است براي ميکروکلسيفيکاسيون هاي هم اندازه و هم شکل نيز متفاوت باشد. اين عوامل موجب افزايش پيچيدگي تشخيص ميکروکلسيفيکاسيون ها در ماموگرام ها مي شوند.‏
سيستم هاي فيلم هاي غربالي ماموگرافي ‏‎(Screening)‎‏ قادر به تصويربرداري از اجسامي با کنتراست بالا  تا 25- 3 يا کمتر هستند، اما ميکروکلسيفيکاسيون هاي کوچک داراي کنتراست ‏
بالا نيستند. معمولا کوچکترين ميکروکلسيفيکاسيون ها که توسط ماموگرافي هاي معمولي
‏ قابل مشاهده است در حدود  200 ميکرومتر‏‎ ‎هستند، با استفاده از تکنيک هاي بزرگ نمايي هندسي به دليل وجود نسبت سيگنال به نويز مطلوب در هنگام تصويربرداري مي توان ميکروکلسيفيکاسيون هاي کوچک تر با جزئيات بهتري  از ميکروکلسيفيکاسيون هاي بزرگ تر را به دست آورد. اين کارهاي ويژه به عنوان بخشي از اعمال ماموگرافي  تشخيصي ‏‎(Mammography diagnostic)‎‏ انجام مي گيرد اما به طور معمول در ماموگرافي غربالي ‏‎(Screening Mammography)‎‏ انجام نمي شود.

ماموگرافي ديجيتال
ماموگرافي پستان در حقيقت يک تصوير ‏X-ray‏  از پستان است که براي تشخيص سرطان به کار برده مي شود. فيلم هاي استاندارد کنوني ماموگرافي ‏‎(Flim-Screen Mammography)FSM‎‏ داراي محدوديت هاي زيادي در کيفيت تصوير به دست آمده هستند. ماموگرافي ديجيتال به عنوان جايگزين مناسب براي ماموگرافي معمولي تلقي مي شود که باعث افزايش کيفيت تصاوير ماموگرافي شده و ميزان دز اشعه مورد نياز را کاهش مي دهد. اين تصاوير ديجيتال با استفاده از دو روش زير ايجاد مي شوند:

ماموگرافي راديولوژي ديجيتال ‏‎(DR-M)‎‏
اين روش، روشي مستقيم انجام مي شود و در آن اطلاعات ‏X-ray‏ مستقيما به حالت ديجيتال تبديل مي شود. در اين روش تصويرX-ray ‎‏  تابيده شده به بافت پستان مستقيما توسط يک ‏
حس گر ديجيتال دريافت مي شود. اين حس گر انرژي اشعه ‏X‏  دريافت شده را ابتدا به عدد و سپس به سيگنال الکتريکي تبديل مي کند و تصويري قابل نمايش با کيفيت بالا ايجاد‏
مي کند. هزينه هاي اين روش نسبت به ماموگرافي معمولي بسيار بالا است.

ماموگرافي راديولوژي کامپيوتري ‏‎(CR-M)‎‏
اين روش به صورت غير مستقيم است که در آن تصاوير ديجيتال با استفاده از اطلاعات فيلم ماموگرافي معمولي ايجاد مي شود. در اين روش، فوتون ها به يک صفحه آشکار ساز برخورد کرده و يک تصوير نامرئي را تشکيل مي دهند. سپس اين تصوير به يک خواننده اطلاعات منتقل شده و توسط اشعه ليزر اسکن مي شود.
در پروسه اسکن يک سيگنال الکتريکي ايجاد شده که به تصوير ديجيتال تبديل مي شود.‏
‏ همانند ‏DR-M‏ تصوير ايجاد شده به روش ‏CD-M‏ نيز قابل نمايش با کيفيت بالا  بر روي مانيتور يا قابل پرينت گرفتن توسط پرينترهاي ليزري براي ايجاد يک فيلم ماموگرافي معمولي است. هزينه اين روش تفاوت چنداني با ماموگرافي معمولي ندارد.
از جمله مزاياي ماموگرافي ديجيتال به ماموگرافي معمولي مي توان به موارد زير اشاره کرد:‏
1- کاهش نويز ايجاد شده در‏ تصوير در پروسه پردازش تصوير
2-  افزايش رزولوشن و کنتراست تصوير
3- قابليت پردازش تصوير
4- کاهش دز اشعه تابيده شده
5- کارايي مناسب براي استفاده در تشخيص کامپيوتري
6- محدوده ديناميکي وسيع تر
با وجود اين هنوز مراکز و موسسات مربوطه به طور جامع از اين روش استفاده نمي کنند. ماموگرافي ديجيتال امکان تغيير تصاوير و انتقال آن ها را فراهم کرده و امکان انجام ماموگرافي از راه دور را در واقعيت ممکن مي سازد.

سرطان سينه در مردان
معاينات منظم فيزيکي و سابقه خوب و سالم پزشکي براي مراقبت از سلامتي، به خصوص هنگام غربال گري سرطان خيلي مهم است به همين دليل پزشکان علاقمند به تشخيص بيماري قبل از بروز علائم هستند.
طبق گزارش انجمن سرطان آمريکا، مردان در سنين بالاتر (نسبت به زنان) علاقه بيشتري به معاينه شدن نشان مي دهند. ميانگين سن مردان براي معاينه 67 سالگي است.
هنگامي که سرطان سينه در مراحل اوليه خود تشخيص داده مي شود، درصد بهبودي افزايش يافته و درمان هاي کمکي موفقيت خيلي بيشتر دارند. درمان هاي کمکي، درمان هاي غير از جراحي (مانند: شيمي درماني، پرتو درماني، هومون درماني) با هدف کاهش ريسک بازگشت بيماري هستند.
اگر آقايي توده مشکوکي داشته باشد، احتمالا پزشک ماموگرافي را براي وي تجويز مي کند. ماموگرافي عکس هاي ‏X-ray‏ سينه است که مي تواند تومور را قبل از آنکه به اندازه کافي بزرگ و محسوس شود، مشخص کند. همچنين ماموگرافي مي تواند ميکروکلسيفيکاسيون(ذرات ته نشين شده کلسيم) که ممکن است علائم سرطان باشد را تشخيص دهد. اگر ماموگرافي وجود يک توده سفت (تومور)، يا کيست (انباشته مايع) را بدون نتيجه قطعي اثبات کند، پزشک احتمالا اولتراسوند (سونوگرافي) سينه را تجويز مي کند. تست اولتراسوند، از طريق فرستادن و دريافت کردن امواج صوتي فرکانس بالا، براي ايجاد تصاويري از ارگان ها و يافته هاي داخلي عمل مي کند. امواج صوتي از طريق بافت هاي ناحيه آزمايش شده منعکس مي شوند اين امواج صوتي براي بررسي هاي بعدي ضبط شده و روي مانيتور کامپيوتر يا تلويزيون نمايش داده شده يا پرينت مي شود.
اولتراسوند تصاويري از بافت هاي نرم ايجاد مي کند و از آنجا که روشي سريع، غيرتهاجمي و نسبتا کم هزينه است، اغلب براي غربالگري نواحي وسيع استفاده مي شود. با اين وجود، اولتراسوند نسبت به ‏CAT-Scan‏ يا ‏MRI‏ حساسيت کمتري دارد. ولي هر يک از آنها قابل استفاده در شناسايي و تشخيص سرطان سينه در مردان هستند.
در صورتي که ماموگرافي يا اولتراسوند (مونوگرافي) ناحيه اي، احتمال وجود سرطان را نشان دهند معمولا مرحله بعدي انجام بيوپسي‌ است. پزشک به احتمال بسيار زياد، بيمار را به پزشک جراح در بيمارستان براي يک جراحي سرپايي ارجاع خواهد داد.  در بعضي موارد، ‏
نمونه برداري سوزني ممکن است در زمان ماموگرافي انجام گيرد.
بيوپسي، برداشتن نمونه اي از سلول يا بافت مربوطه است که در آن نمونه توسط پاتولوژيست در زير ميکروسکوپ ديده شده و آناليز و موشکافي مي شود. پاتولوژيست مشخص مي کند که آيا سلول بدخيم است يا خير و در صورت امکان نوع و درجه سرطان را معين مي کند.
بسياري از بيوپسي هاي سينه خوش خيم هستند. با اين وجود، اگر بيوپسي انجام شده بدخيم باشد، ممکن است تست هاي ديگري براي تعيين دوره درمان پيشنهاد شود در غير اين صورت سرطان نواحي فراتر از سينه را در بر خواهد گرفت. در صورتي که تومور بدخيم باشد برخي تست هاي اضافي ممکن است انجام شود:
‏X-ray‏ قفسه سينه‏
هدف در ‏X-ray‏ قفسه سينه تعيين کردن اين است که آيا سرطان سينه به ريه ها سرايت کرده يا خير و معمولا قبل از آنکه هرگونه جراحي سرطان سينه اتقاق بيفتد، انجام مي شود.
ْاسکن استخوان
معمولا سرطان سينه در مراحل پيشرفته استخوان را نيز در بر مي گيرد.  معمولا اسکن استخوان در بيماران مبتلا به سرطان سينه براي تشخيص متاستاز استخوان ها، انجام مي شود. اسکن استخواني شامل تزريق مقدار کمي از مواد راديواکتيو در وريد بيمار است. اين مواد توسط مناطق استخواني غيرطبيعي جذب شده و سپس در فيلم ها ظاهر مي شوند.‏
CAT-Scan‏ يا ‏CT-Scan
اگر پزشک مشکوک به متاستاز سرطان به اعضاي ديگر باشد يا به دلايلي نتايج ساير آزمايشات قابل توجيه نباشد پزشک ‏CAT-Scan‏ را دستور مي دهد. معمولا اين روش در مراحل خيلي پيشرفته يا ديرتر سرطان سينه استفاده مي شود. ‏CAT-Scan‏ با گرفتن ‏X-ray‏ هاي چند گانه از موقعيت هاي مناسب، تصاويري از اعضاي داخلي بيمار ايجاد مي کند. ممکن است قبل از آزمايش براي ديد بهتر بافت يا ارگان در وريد بيمار ماده حاجب تزريق شود.‏
‎ MRI                                                                                                                                         ‏MRI‏ مغناطيس قوي لينک شده به کامپيوتر است. ‏MRI‏ تصاويري با جزئيات کامل از بافت سينه ايجاد مي کند و اغلب قبل از عمل براي تعيين دقيق موقعيت سرطان استفاده مي شود.‏
PET-Scan
مواد راديو اکتيو قبل از آزمايش به بيمار تزريق مي شوند. سلول هاي سرطاني، با نرخ بالاي متابوليسم، به سرعت مواد راديو اکتيوي را جذب کرده و به صورت نواحي "گرم" در عکس ظاهر مي شود. ‏PET-Scan‏ معمولا براي دريافت متاستاز سرطان يا تنظيم و کنترل عود بيماري استفاده مي شود. ‏
آزمايش خون 
CBC‏ معمولا قبل از هر جراحي براي تعيين نوع و تعداد صحيح سلول هاي خوني احتياج است.

غربالگري ‏
‏   انجمن سرطان آمريکا اين رهنمودها رابراي زناني که علايمي از سرطان سينه ندارند توصيه کرده:
* خانم ها در سن 20 سالگي بايد از مزايا و محدوديت هاي آزمايش (معاينات) سينه اطلاع داشته باشند.
* خانم هاي بين 20 تا 39 سال بايد هر 3 سال يک بار معاينات کلينيکي سينه توسط پزشک را  انجام دهند.
* خانم هاي 40 سال به بالا بايد هر سال معاينات پزشکي سينه و ماموگرافي را انجام دهند.
* خانم هاي مسني که مشکلات جدي (بيماري هاي شديد) دارند بايد همراه با پزشک خود مزاياي غربالگري را ارزيابي کنيد.
* خانم هايي که زمينه خانوادگي در ابتلا به سرطان سينه دارند بايد سريعا همراه با پزشک خود تست هاي تشخيصي شامل: ماموگرافي، سونوگرافي، ‏MRI‏ با ‏CAD‏ را مورد بررسي قرار دهند.‏
معاينات پزشکي سينه بايد تقريبا يک هفته پس از اتمام قاعدگي (ماهيانه) انجام شود. پزشکان مي توانند بيماران را در انجام درست اين معاينات راهنمايي کنند. ‏
در طي اين معاينات پزشکي، مسئولين مراقبت سلامتي، سينه ها را در مورد انقباضات تغييرات پوستي و ترشحات مورد آزمايش قرار مي دهند. سپس، سينه ها و زير بغل ها توسط انگشتان لمس مي شوند و در اين هنگام اين مسئولين به بيماران نحوه انجام اين آزمايشات را آموزش مي دهند.
در طي ماموگرافي، سينه براي چند ثانيه بين دو صفحه فشرده شده و ‏X-ray‏ تابانده مي شود، در اين فرايند از مقدار کمي اشعه استفاده مي شود. اين فشردگي باعث ناراحتي اندکي مي شود.
در صورتي که توسط ماموگرافي يا معاينات، توده اي که تشخيص داده شده کيست يا زخم جامد باشد ممکن است تصميم به انجام اولتراسوند (سونو گرافي) گرفته شود. اولتراسوند از امواج صوتي فرکانس بالا براي ايجاد تصوير سينه روي صفحه کامپيوتر استفاده مي کنند. هنگامي که تشخيص سرطان سينه انجام شد، سرطان براي تعيين و تصميم روش درماني مرحله بندي مي شود.

اين رشته سر دراز دارد؛ سرطان روده

سرطان کروکتال که به نام هاي سرطان کلون يا روده نيز خوانده مي شود، در پي رشد سلول هاي سرطاني در کولون، رکتوم و آپانديس بروز مي کند. اين سرطان سومين رتبه را د رميان شايع ترين سرطان ها داشته و عنوان دومين عامل مرگ ناشي از سرطان را در جهان غرب به خود اختصاص داده است. سرطان کلورکتال ساليانه 655000 قرباني در سراسر جهان مي گيرد. علت بسياري از موارد ابتلا به اين سرطان به پوليپ هاي غده اي در روده بزرگ نسبت داده مي شود. اين زائده هاي قارچ مانند معمولا خوش خيم هستند، ولي تعدادي از آنها ممکن است در طي زمان سرطاني شوند. د راکثر مواقع ،‌تخشيص سرطان روده بزرگ از طريق کولپوسکوپي انجام مي گيرد. رايج ترين روش درمان اين سرطان،‌جراحي است که معمولا با شيمي درماني تکميل مي شود.

استومي، کلوستومي، ايلوستومي
 اين سه کلمه و تصوراتي که در ذهن ايجاد مي کنند در بسياري از مردم که اطلاعات بسيار کمي درباره آنها دارند، موجب ترس و وحشت مي شوند. استومي يک عمل جراحي است که موجب ايجاد شکاف يا سوراخي در ديواره شکمي شده تا از طريق آن مواد زائد از بدن خارج شوند. اين عمل زماني انجام مي شود که شرايط جسماني فرد بسيار حاد بوده و استومي بهترين راه چاره است و به اين ترتيب چون اين بيماران قبلا در شرايط بسيار بد و ناتواني به سر مي بردند، معمولا پس از اين عمل از کيفيت زندگي بهتري بهره مند ‏
مي شوند.
براي درک بهتر يک عمل استومي (سوراخ کردن)، بايد کمي اطلاعات در مورد آناتومي بدن انسان بدانيم. دستگاه گوارش در بدن انسان با مري آغاز مي شود (لوله اي که دهان را به معده متصل مي کند) و در ادامه به معده مي رسد،  پس از آن روده کوچک، روده بزرگ، رکتوم و مقعد است. غذاي بلعيده شده از راه مري وارد مي شود و سپس در داخل معده مخلوط مي شود، سپس هضم شده و در داخل روده کوچک جذب مي شود. مواد زائد به شکل مدفوع در مي آيند و سپس به شکل ارادي از راه رکتوم و مقعد از بدن خارج مي شوند.

اعمال استومي، کلوستومي و ايلوستومي چه هستند؟
عمل استومي عبارت است از، ايجاد يک شکاف يا سوراخ مصنوعي در ديواره شکمي که از طريق آن مواد زائد موجود در داخل روده و شکم يا دستگاه ادراري از بدن خارج مي شوند.
عمل کلوستومي  عبارت است از، ايجاد شکاف يا سوراخ در روده بزرگ. چندين نوع عمل کلوستومي وجود دارد که پزشکان و جراحان براي هر بيمار، مناسب ترين نوع مربوط به وي را توصيه مي کنند.
يک عمل ايلوستومي  عبارت است از، آوردن روده دراز (آخرين قسمت روده کوچک) به قسمت سطح شکم. زماني که مواد زائد به اين ناحيه از روده مي رسد، به شکل مايع است بنابراين با وسايل خاصي مي توان آن را جمع کرد.‏
چرا عمل استومي انجام مي شود؟
در تعدادي از بيماري ها، عمل استومي به عنوان قسمتي از درمان و بهبودي محسوب
‏ مي شود. اين بيماري ها عبارتند از: سرطان روده بزرگ و رکتوم، آسيب ها، ناهنجاري هاي مادر زادي، انسداد شکم و روده عوارض مربوط به انحراف روده ها. در تمام اين بيماري ها ممکن است عمل استومي، بهترين و سالم ترين روش درمان باشد و تنها در شرايطي خاص ممکن است عمل استومي يک درمان موقتي محسوب شده و پس از مدتي بدن به حالت طبيعي و اوليه خود باز گردد.
 اطلاعات روان شناسي در مورد يک عمل استومي
 زماني که براي اولين بار پزشک عمل استومي را به بيماران توصيه مي کند، تمام بيماران بدون استثناء احساسات منفي نسبت به آن از خود بروز مي دهند و هرچه بيمار جوان تر باشد پذيرش آن دشوار خواهد بود و احتمالا هيچ عمل جراحي ديگري وجود ندارد که تا اين حد، فرد را دچار سوء تفاهم و وحشت کند.
پس از اين عمل جراحي، بيمار جهت التيام کامل و دانستن نحوه زندگي بعد از عمل استومي و پذيرش ذهني اين تغييرات، احتياج به زمان دارد و معمولا زماني که بيمار در مي يابد که اگر تغييري هم در زندگي وي پيش آيد، بسيار مختصر است، به راحتي ترجيح مي دهد که اين عمل را انجام داده تا از شرايط جسماني سختي که قبلا داشته رهايي يابد.

روده بزرگ    
  سرطان کلورکتال که به نام هاي سرطان کلون يا روده نيز خوانده مي شود در پي رشد سلول هاي سرطاني در کولون، رکتوم و آپانديس بروز مي کند. اين سرطان سومين رتبه شايع ترين سرطان ها را داشته و عنوان دومين عامل مرگ ناشي از سرطان را در جهان غرب به خود اختصاص داده است. سرطان کلورکتال ساليانه 000‏‎,‎‏655 قرباني در سراسر جهان مي گيرد. علت بسياري از موارد ابتلا به اين سرطان به پوليپ هاي غده اي در روده بزرگ نسبت داده مي شود. اين زائده هاي قارچ مانند معمولا خوش خيم هستند، ولي تعدادي از آنها ممکن است در طي زمان سرطاني شوند. در اکثر مواقع، تشخيص سرطان روده بزرگ از طريق کولپوسکوپي انجام مي گيرد. رايج ترين روش درمان اين سرطان، جراحي است که معمولا با شيمي درماني تکميل مي شود.
علائم باليني
    سرطان کولون معمولا تا رسيدن به مراحل پيشرفته، هيچ نوع علامتي ندارد. بنابراين بسياري از مجامع پزشکي معاينات دوره اي شامل تست وجود لخته خون در مدفوع و کولپوسکوپي را توصيه مي کنند. شدت علائم باليني به محل ضايعه بستگي دارد. به عبارت ديگر، هرچه ضايعه به مقعد نزديک تر باشد، علائم روده اي نيز بيشتر خواهد شد. به عنوان مثال:  
   تغيير در عادات دفع روده اي: تغيير در دفعات، مقدار و غلظت دفع.
* وجود خون در مدفوع
* وجود بافت مخاطي در مدفوع
* احساس عدم دفع کامل پس از تخليه شکم
* کاهش قطر مدفوع
* انسداد روده (به ندرت)
علائم معمول
   سرطان بخش پايين رونده کولون، گاهي اوقات همراه با علائم خاصي است:
* کم خوني با علائمي مانند سرگيجه و کسالت
* کم اشتهايي يا بي اشتهايي
* ضعف
* کاهش ناخواسته وزن
علائم متاستاتيک
   متاستاز سرطان کولون نيز علائم خاصي دارد که عبارتند از:
* تنگي تنفس، همان طور که در متاستاز ريوي‏ نيز اتفاق مي افتد.
*   درد در ناحيه فوق المعدي، همان طور که در متاستاز کبد احساس مي شود. در مواردي نادر ممکن است در صورت مسدود شدن صفرا، زردي (يرقان) رخ دهد. بزرگ شدن کبد نيز به صورت باليني مشاهده مي شود.
فاکتور هاي ريسک
  برخي فاکتورهاي خاص باعث کاهش ريسک ابتلا به سرطان کلورکتال مي شودکه عبارتند از:
سن : ريسک ابتلا به سرطان کولورکتال با افزايش سن، بيشتر مي شود. اکثر موارد ابتلا در سنين بالاي 60 و 70 سالگي اتفاق مي افتد و در صورت عدم داشتن سوابق ارثي، ابتلا به اين نوع سرطان قبل از 50 سالگي شايع نيست.
پوليپ در روده بزرگ: به ويژه پوليپ هاي غده اي، فاکتور هاي ريسک سرطان کولون هستند. برداشتن پوليپ هاي کولون در حين کولپوسکوپي، ريسک بعدي ابتلا به سرطان کولون را کاهش مي دهد.‏
سابقه ابتلا به سرطان: افرادي که در گذشته مبتلا به سرطان کولون بوده و درمان شده اند، در آينده نيز احتمال ابتلا به اين سرطان را دارند. در زناني که به سرطان رحم، مثانه يا سينه مبتلا بوده اند، ريسک سرطان کولون بالاتر است.‏
توارث: - سابقه خانوادگي سرطان کولون، به خصوص در بستگان درجه اول پيش ‏
از سن 55 سالگي،.
    - سابقه خانوادگي ابتلا به پوليپ غده اي، در صورت عدم درمان، سابقه ابتلا به سرطان کولورکتال را پس از سن چهل سالگي به ميزان ?100 افزايش مي دهد.‏
زخم هاي مزمن يا بيماري ‏Crohn‏ در ناحيه کولون، تقريباً 30 ? احتمال ابتلا را پس از 25 سال (در صورتي که تمام کولون درگير باشد) افزايش مي دهد.
سيگار: طبق آمار منتشر شده در آمريکا، احتمال ابتلا به سرطان کولون در زنان سيگاري 40 درصد بيشتر از زنان غير سيگاري، و در مردان سيگاري 30 درصد بيشتر از مردان غير سيگاري است.
رژيم غذايي: مطالعات نشان داده است که رژيم غذايي سرشار از گوشت قرمز و فاقد سبزيجات و ميوه هاي تازه، مرغ و ماهي، ريسک ابتلا به سرطان کولورکتال را افزايش مي دهد.
فعاليت فيزيکي: افرادي که از نظر فيزيکي فعال هستند ريسک کمتري براي ابتلا به سرطان کولورکتال دارند.
ويروس: برخي ويروس ها (مانند ويروس ‏Papilloma‏) مرتبط با ابتلا به سرطان کولورکتال دانسته شده اند.
الکل: در بسياري از منابع ذکر شده است که مصرف الکل حتي در کنار رژيم غذايي پرفيبر، ريسک ابتلا به سرطان کولورکتال را افزايش مي دهد.
بيماري هاي حاد شکمي: بيماراني که سابقه طولاني مدت ابتلا به ورم مخاط روده بزرگ و سندرم ‏Crohn‏ را داشته اند، ريسک بالاتري براي ابتلا به سرطان کولورکتال دارند.
فاکتورهاي محيطي: ريسک ابتلا به اين سرطان در کشورهاي صنعتي به مراتب بيشتر از کشورهاي توسعه نيافته يا کشورهايي که از سنت فيبر بيشتر - چربي کمتر پيروي مي کنند، برآورد شده است. مطالعات انجام گرفته بر مهاجران، گواهي بر تاثير فاکتورهاي محيطي در سلامتي افراد داشته است.
مصرف هورمون هاي خارجي: نظير استروژن نيز در ابتلا به سرطان کورکتال موثر است.

روش هاي تشخيص
 رشد سرطان  کولورکتال ممکن است سال ها به طول بيانجامد و تشخيص به موقع آن شانس بهبودي را به طور چشمگيري افزايش مي دهد. بنابراين، انجام تست هاي دوره اي در افرادي که در گروه پر ريسک قرار دارند توصيه مي شود. چندين تست گوناگون به اين منظور موجود هستند:

آزمايش ديجيتالي کولون ‏‎(DRE)‎‏:‏
‏ آزمايش موضعي انتهاي مقعد توسط پزشک، بديهي است که اين آزمايش تنها تومورهاي بزرگ و قابل لمس را آشکار مي کند.
آزمايش وجود لخته خون در مدفوع ‏‎(FOBT)‎‏: تستي را براي يافتن خون در مدفوع ‏اندوسکوپي ‏
‏سيگموئيدوسکوپي:‏
‏ يک پروب نوري (سيگموئيدوسکوپ) از انتهاي روده بزرگ وارد شده و هر گونه پوليپ يا موارد غيرعادي را شناسايي مي کند.
‏کولونوسکوپي:
پروبي نوري به نام کولونوسکوپ از انتهاي روده بزرگ وارد شده و تمامي روده بزرگ را براي شناسايي پوليب يا ساير موارد غير عادي مشکوک به سرطان معاينه مي کند. مزيت کولونوسکوپي آن است که اگر در طي اين معاينه پوليپ مشاهده شود، بلافاصله برداشته مي شود. امکان نمونه برداري از بافت هاي مشکوک نيز در اين روش فراهم است.
تنقيه باريوم با کنتراست مضاعف ‏‎(DCBE)‎‏ : ‏
شب قبل از انجام اين آزمايش، کولون تخليه مي شود. پس از تنقيه سولفات باريوم، با دميدن هوا به داخل کولون، ماده راديواکتيو در تمامي شيارهاي کولون پخش مي شود. در نتيجه لايه نازکي از باريوم در لايه داخلي کولون قرار مي گيرد که در تصوير ‏X-ray‏  قابل مشاهده است. به اين ترتيب پوليپ هاي سرطاني يا در آستانه سرطان شناسايي مي شوند. پوليپ هاي ‏Flat‏ (مسطح، تخت) که شيوع کمتري دارند، ممکن است با اين روش تشخيص داده نشوند.
کولونوسکوپي مجازي: ‏
در اين روش، فيلم ‏X-ray‏ در روش ‏DCBE‏ (روش قبل) با نوع خاصي از مقطع نگاري کامپيوتري ‏‎(CT)‎‏ جايگزين مي شود. دقت شناسايي پوليپ در اين روش بيشتر است. با اين وجود، پوليپ ها بايد همچنان به روش کولونوسکوپي برداشته شوند.
تکنيک مقطع نگاري کامپيوتري به صورت آگزيال ‏‎(CAT Scan)‎‏:
 نوعي روش ‏X-ray‏ است که مي تواند درجه پيشرفت سرطان را تعيين کند. ولي حساسيت آن براي تشخيص اوليه سرطان کافي نيست.
آزمايش خون: ‏
وجود برخي از انواع خاص از پروتئين ها در خون بيمار، علامت تومور است. سطوح بالاي آنتي ژن ‏Carcio embryonic‏ در خون نشانه متاستاز اپيتليوم غده اي است. اين تست ها براي تشخيص سرطان پيشنهاد نمي شوند و کاربرد اصلي آنها در تعيين عود و بازگشت مجدد بيماري است.
مشاوره ژنتيک:
تست و مشاوره ژنتيک در خانواده هايي که به صورت وراثتي احتمال ابتلا به مواردي از سرطان کولون نظير سرطان کولورکتال غير پوليپي ‏‎(HNPCC)‎‏ يا پوليپ غده اي خانوادگي ‏‎(FAP)‎‏ دارند، پيشنهاد مي شود.
مقطع نگاري با تابش پزيترون ‏‎(PET)‎‏: ‏
نوعي روش تصوير برداري سه بعدي است که براساس ميزان تابش راديواکتيو ( پس از تزريق ماده راديواکتيو و جذب آن در بافت ها)، تصويربرداري را انجام مي دهد.
- تصوير برداري به روش ‏PET‏ از تمام بدن، صحيح ترين تست تشخيصي براي شناسايي بازگشت مجدد سرطان کولورکتال است. به علت هزينه بالاي اين روش، تنها در مواقعي که تصيم گيري درماني بزرگي بستگي به نتايج صحيح ابعاد و محل تومور داشته باشد، انجام مي گيرد.
تست ‏DNA‏ در مدفوع:‏
تورم هاي غده اي در آستانه بدخيمي مارکرهاي ‏DNA‏  از سلول به بيرون دفع مي کنند که در طي مراحل گوارش از بين نرفته و وارد مدفوع مي شود. واکنش زنجيره پليمر از، رديابي ‏DNA‏ را ساده تر مي کند. نتايج باليني از دقت 71 تا 91 درصدي اين روش در تشخيص سرطان حکايت مي کنند.
 پاتولوژي
  گزارش پاتولوژي تومور از طريق آناليز بافت نمونه برداري شد. به وسيله بيوپسي يا جراحي به دست مي آيد. اين گزارش شامل نوع سلول ها و در جه سرطاني بودن آن ها است. معمول ترين نوع سلولي در سرطان کولون، اپيتليوم غده اي است که 95 درصد موارد را به خود اختصاص مي دهد.
درمان
   انتخاب روش درماني به پيشرفت سرطان بستگي دارد. در مواقعي که سرطان در مراحل اوليه تشخيص داده مي شود، قابل درمان است. در مقابل، هنگامي که سرطان در مراحل آخر شناسايي شود و متاستاز شدت گرفته باشد، درمان کامل بعيد به نظر مي رسد. اولين مرحله درمان جراحي است، در عين حال شيمي درماني و راديوتراپي نيز بر طبق شرايط هر بيمار پيشنهاد مي شوند.
اسکوپ روده بزرگ ( بررسي تصويري روده بزرگ)
اين روش در حقيقت عبارت است از معاينه دروني روده بزرگ و قسمت انتهايي روده کوچک توسط يک دوربين فيبر نوري نصب شده بر روي يک لوله قابل انعطاف، که از طريق مقعد وارد بدن مي شود. با اين عمل مي توان به يک تشخيص بصري (مثلا در مورد زخم ها يا پليپ ها) رسيده و فرصتي براي بيوپسي (بافت برداري) يا برداشتن ضايعات مشکوک پيدا کرد. در اسکوپ مجازي روده بزرگ (کولونوسکوپي مجازي) که از روش هاي بازسازي تصاوير 2 بعدي و 3 بعدي از طريق سي تي اسکن ها (مغز نگاري کامپيوتري) يا اسکن هاي ‏MR‏ (تشديد مغناطيس هسته) استفاده مي شود، امکان مانورهاي درماني نظير برداشتن پليپ يا تومور يا امکان تصوير برداري از ضايعات کوچک تر از 5 ميليمتر وجود ندارد. اگر با استفاده از سي تي کولونوگرافي (سنجش روده بزرگ با پرتو نگاري کامپيوتري)، يک زائده توموري يا پليپ تشخيص داده شود، پس از آن همچنان نياز به انجام کولونوسکوپي استاندارد و حقيقي وجود دارد و در طي اين عمل است که مي توان پليپ هاي کوچک تر از يک ميليمتر را برداشته و رفع کرد. هنگامي که پليپ ها برداشته شدند، بايد توسط ميکروسکوپ مورد بررسي قرار گيرند تا مشخص شود که آيا از نوع پيش سرطاني هستند يا خير. کولونوسکوپي تقريبا شبيه سيگموئيدوسکوپيي (اسکوپ حلقوي) است اما دقيقا مشابه با آن نيست و تفاوت بين آنها به قسمت هايي از روده بزرگ که در هر روش مورد معاينه قرار مي گيرد، مربوط مي شود.
در عمل سيگموئيدوسکوپيي (اسکوپ حلقوي)، پزشکان قادرند تنها اندازه 2 فوت (24اينچ) انتهايي روده بزرگ را مشاهده کنند، در حالي که در کولونوسکوپي مي توان کل روده بزرگ را که اندازه آن تقريبا 4 تا 5 فوت (48 تا 60 اينچ) است مورد معاينه و بررسي قرار داد. اغلب در يک کولونوسکوپي کامل از سيگموئيدوسکوپيي به عنوان يک روش نمايشي استفاده مي شود.‏
کاربردها
 موارد و نشانه هاي استفاده از کولونوسکوپي عبارتند از: خون ريزي هاي معده- روده،  تغييرات غيرقابل توضيح در عادات روده اي يا مشکوک بودن به صدمات بدخيم در روده.کولونوسکوپي ها اغلب جهت تشخيص سرطان روده بزرگ مورد استفاده قرار مي گيرند، اما در بسياري از مواقع نيز در تشخيص بيماري آماس روده نيز به کار برده مي شوند. در بيماراني که دچار افت بي دليل و ناگهاني هماتوکريت مي شوند (يکي از علائم کم خوني)، معمولا در کنار عمل ‏EGD‏ بايد از کولونوسکوپي نيز استفاده کرد، حتي اگر در نمونه هاي مدفوع آنها هيچ اثر ظاهري از خون ديده نشود.
تست مدفوع يک تست سريع است که جهت تشخيص مقادير جزئي و ميکروسکوپي خون در مدفوع انجام مي شود. اگر پاسخ اين تست مثبت باشد، تقريبا در بيشتر مواقع بايد کولونوسکوپي انجام شود. در اکثر موارد، جواب مثبت در اين تست نشان دهنده بيماري بواسير است، اما در بعضي مواقع هم مي تواند مربوط به بيماري سل فرعي، آماس روده (بيماري کرون، ورم روده اي زخم دار يا زخم روده)، سرطان روده بزرگ يا پليپ هاي روده بزرگ نيز باشد. با اين وجود از زمان پيشرفت اين علم توسط دکتر "هيرومي شينيا" در دهه 1960، عمل تکه برداري چند تايي، يک عملکرد رايج، در کولونوسکوپي محسوب شده و اجازه برداشتن سريع و ساده پليپ ها را بدون عمل جراحي مي دهد.
هم اکنون با توجه به ميزان تلفات زياد ناشي از سرطان روده بزرگ و تاثير زياد و کم خطر بودن عمل کولونوسکوپي، اين عمل به شکل يک تست تصويربرداري متداول در بيماران‏
‏ 50 سال به بالا در آمده است و سپس بر پايه نتايج اوليه به دست آمده، تصويربرداري هاي مجددي  انجام مي شود که در افرادي که نتايج کولونوسکوپي آن ها نرمال بوده است اين تصويربرداري مجدد معمولا با فواصل 5 يا 10 ساله انجام مي شود.‏
آماده سازي
 جهت انجام صحيح و بدون خطاي اين تست، روده بزرگ بايد از مواد سفت و جامد تخليه شود و بيمار به مدت 1 تا 3 روز بايد فقط تحت يک رژيم غذايي کم فيبر يا مايعات رقيق و زلال باشد. نمونه هايي از اين مايعات رقيق و زلال عبارتند از: آب سيب، آبگوشت، ‏نوشيدني هاي ورزشي و آب. بدن بيمار بايد داراي آب فراوان باشد و از طرفي آب پرتقال، آب آلو و شير که محتوي فيبر هستند از ليست غذايي بيمار حذف مي شوند، همچنين مايعات داراي رنگ هاي قرمز، نارنجي، بنفش يا قهوه اي نظير نوشابه نيز براي بيمار ممنوع مي شوند. البته در بيشتر مواقع قهوه سياه مجاز است. به بيمار يک روز قبل از کولونوسکوپي مواد ملين ( نظير بيساکوديل، ليموناد فسفردار، پيکوسولفات سديم يا فسفات سديم يا سيترات منيزيم) و مقادير زيادي مايعات يا محرک کلي معده با استفاده از محلول پلي اتيلن گليکول و الکتروليت ها، داده مي شود.
ممکن است از بيمار درخواست شود که از ده روز قبل از انجام اين عمل از مصرف آسپرين محصولات شبه آسپرين نظير ساليسيلات، ايپوپروفن به آن پرهيز کند. اين کار به خاطر جلوگيري از خون ريزي در صورت انجام تکه برداري چندتايي در حين عمل است. همچنين ممکن است قبل از عمل، تست خون انجام شود.
اولين گام جهت معاينه بررسي ميزان کشيدگي عضلات اسفنکتر و پي بردن به اينکه آيا  ‏
آماده سازي کافي و مناسب بوده يا خير، به صورت  يک معاينه و بررسي ديجيتالي مقعدي انجام مي شود. سپس لوله آندوسکوپ از طريق  سوراخ مقعد وارد رکتوم، روده بزرگ (روده حلقوي،  نزولي، عضله عرضي و بالا رونده، روده کور)، و نهايتا چم روده انتهايي  مي شود.‏
اين لوله اندوسکوپ داراي يک نوک متحرک و کانال هاي چند گانه، جهت تجهيزات و ابزار، هوا، ساکشن و نور است و گاهي هوا به داخل روده دميده مي شود تا ميزان ديد به حداکثر برسد. در طي اين عمل خيلي از مواقع نيز جهت انجام بافت شناسي، عمل بيوپسي يا بافت برداري انجام مي شود.‏
با توجه به پيچ هاي سفت و بزرگ بودن نواحي روده بزرگ که در همه افراد يکسان نيستند، اين پيچ خوردگي ها ممکن است در هنگام پيشروي اندوسکوپ موجب تا خوردگي لوله يا بسته و منقبض شده کامل نوک لوله شوند.
حرکت هاي لازم براي کاهش و برطرف کردن اين پيچ خوردگي عبارتند از: عقب کشيدن تجهيزات با حرکت پيچشي، همچنين مي توان با تغيير وضعيت بدن بيمار و کمک هاي شکمي از طريق فشار خارجي دست، اغلب لوله اندوسکوپ را صاف کرد.
در بخش کمي از بيماران، اين پيچ خوردگي اغلب موجب ناتمام ماندن معاينه مي شود و جهت تکميل معاينه مي توان از کولونوسکوپ مربوط به کودکان و انواع اندوسکوپ ‏GI‏ فوقاني استفاده کرد.‏
در مواقع نياز به مشاهده و جهت بررسي بصري دقيق تر و نزديک تر، اغلب به مدت 20 تا 25 دقيقه لوله اندوسکوپ از مسير حرکت خود، به عقب کشيده مي شود.
اين ضايعات مشکوک ممکن است سوزانده شده، با ليزر درمان شوند يا به کمک سيم الکتريکي مورد استفاده در بيوپسي بريده شده يا کاملا با تکه برداري چندتايي برداشته شوند. از تزريق دارو نيز مي توان جهت جلوگيري و کنترل خون ريزي ضايعات استفاده کرد. ‏
به طور متوسط با توجه به علائم و آثار و ضايعات يافت شده، اين عمل بين 20 تا 30 دقيقه طول مي کشد. اگر تکه برداري چندتايي يا بيوپسي در چند نقطه انجام پذيرد، اين عمل طولاني تر مي شود. ‏
پس از انجام اين مرحله، معمولا جهت برطرف شدن کامل اثرات مسکن به يک زمان بهبودي نياز است و بيماران پس از اين عمل نياز به يک سري تجهيزات کمکي براي مدت در منزل دارند ( که اين امر بستگي به روش تسکيني به کار گرفته شده دارد).
يکي از اثرات ثانويه پس از اين عمل، نفخ شکم و درد جزئي ناشي از آن است که علت آن نيز مربوط به دميدن هوا در طي انجام آندوسکوپي به درون روده بزرگ است.
يکي از فوايد کولونوسکوپي به همراه عکس برداري با اشعه ‏X‏ اين است که در طي انجام اين تست مي توان برخي عمليات درماني را نيز انجام داد و اگر به عنوان مثال، يک پليپ يافت شود مي توان آن را به وسيله يکي از چندين تکنيک مورد استفاده برطرف کرد و اطراف آن پليپ را مي توان يک کمربند محاطي قرار داده، حتي اگر سطح پليپ وسيع باشد باز هم اغلب مي توان آن را رفع کرد.‏

سيگموئيدوسکوپيي انعطاف پذير (‏Flexible Sigmoidoscopy‏)
 از اين روش معمولا براي تشخيص  سرطان روده، پليپ ها (سلول هاي غير سرطاني رشد يافته)، خون ريزي ها و سرطان ‏Colotectal‏ استفاده مي شود.
سرطان روده باعث مرگ 10? از افراد مبتلا به سرطان در سال گذشته شده است و هرچه تشخيص اين سرطان زودتر انجام شود، احتمال مرگ کمتر خواهد بود. عواملي مثل عدم فعاليت فيزيکي، چاقي و غذاي چرب کم فيبر، سيگار، الکل و عوامل وراثتي از مجله عوامل موثر در ابتلا به اين نوع سرطان هستند.
روش سيگموئيدوسکوپيي براي بيماراني استفاده مي شود که در مراحل پيش سرطاني قرار دارند و علائم اوليه خفيفي دارند.
سيگموئيدوسکوپ
سيگموئيدوسکوپي تيوپي انعطاف پذير و نازک به ضخامت يک انگشت است. سيگموئيدوسکوپي وارد راست روده مي شود و دوربين ويديوئي  انتهاي دستگاه امکان ديدن داخل روده ها  را  به پزشک مي دهد.  البته تنها 3/1  روده ها قابل ديدن است، يعني روش سيگموئيدوسکوپيي انعطاف پذير، تنها رکتوم و قسمت پايين کولون را نشان مي دهد.
2 نوع اسکوپ موجود است:
1) اسکوپ هاي انعطاف پذير: طول آنها ‏cm‏60-35 است و ديد وسيعي از غشاء مخاطي ‏
را فراهم مي کنند و بيمار را ناراحت نمي کند.
2) اسکوپ هاي صلب: طول آن ‏cm‏ 25 است، ديدي مستقيم از ‏Proximal Sigmoid‏ و انتهاي روده بزرگ را فراهم مي کنند.
سيگموئيدوسکوپي انعطاف پذير شامل يک سر کنترلي، تيوپ الحاقي و هسته بطني است. ‏
‏ سر کنترلي، قطعه چشمي، شيرها (ساکش آب و هوا) و کانال بيوپسي را ‏
در بر مي گيرد. يک تطبيق دهنده مي تواند بالاي قطعه چشمي قرار گيرد تا تصاوير بر روي مانيتور قابل مشاهده باشند. حرکات بالا پايين وچپ و راستي قسمت انتهايي تيوپ الحاقي نيز تحت کنترل قرار مي گيرند.
شير آب و هوا معمولا زير شير ساکشن روي سرکنترلي قرار دارد. هنگامي که انگشت بالاي شير قرار مي گيرد، هوا به داخل کولون ذخيره مي شود. در طول آزمايش با فشار سريع اين شير، لنز شسته مي شود. ساکشن براي حذف مخاط و مايع به کار برده مي شود تا ديد
‏ وسيع تر شود، در ضمن ذرات از طريق کانال ساکشن نمي توانند خارج شوند.
براي سيگموئيدوسکوپي 2 سيستم کلي موجود است: سيستم فيبرنوري و سيستم مسير ويدئويي. قطر تيوپ  الحاقي در سيستم ويدئويي بزرگتر است. هزينه سيستم ويدئويي
‏ 2 برابر بيشتر از سيستم فيبر نوري است در عين حال تصوير واضح تري ايجاد مي کند و اجازه ضبط تصاوير را مي دهد.
سيگموئيدوسکوپي انعطاف پذير مي تواند با يک غلاف يک بار مصرف به کار برده شود که سطح کار وسيله را از آلودگي حفظ مي کند. کانال هاي ساکشن و آب ـ هوا در قسمت چند بار مصرف اسکوپ واقع شده اند. استفاده از غلاف يک بار مصرف زمان پاکسازي را  نيز کاهش مي دهد.

مراحل انجام آزمايش
اين عمل به طور معمول حدود 15 دقيقه به طول مي انجامد. در اين حالت روده بايد کاملا پاک باشد. مکان انجام آزمايش بايد براي حرکت آزادانه آزمايش گيرنده جا داشته باشد. فيبر آزمايش بايد قابل تنظيم باشد. قبل از سيگموئيدوسکوپيي  بايد آزمايش ‏digital rectal‏ انجام شود تا در مورد بيماران مرد، وجود پروستات غير نرمال يا ناهمواري رکتوم، شناسايي شود.
براي آزمايش، سر اسکوپ از طريق آنوس به داخل رکتوم هدايت مي شود. حالت فراتابي و نيم شفافي غشاء مخاطي رکتوم اجازه مشاهده رگ هاي خوني را  مي دهد. براي انجام آزمايش و در طول آن با انجام برخي تکنيک ها به بررسي اندام داخلي مي پردازيم. در ادامه اين روش هاي مورد استفاده در طول سيگموئيدوسکوپي را توصيف خواهيم کرد.‏
دمش
هوا از طريق  پوشش شير آب  (شيري که به بيمار نزديک تر است ) به داخل کولون دميده مي شود تا امکان مشاهده بهتري ايجاد کند. اما اگر مقدار دمش زياد باشد، باعث ناراحتي بيمار مي شود.
ساکشن
هواي دميده شده  با استفاده از شير ساکشن (شيري که به اپراتور نزديکتر است) خارج مي شود. ساکشن براي خارج کردن مخاط و مايع کولون نيز به کار مي رود.
بايد مراقب بود که غشاء مخاطي کولوني را به داخل اسکوپ ساکشن نشود. زيرا مي تواند باعث ايجاد تورم مخاطي شود که شبيه پليپ به نظر مي رسد و البته در عرض يک دقيقه ‏
بر طرف مي شود.
آب کشي
اگر تصوير تار شد با فشار شير آب، لنز شسته مي شود. همچنين اين آب مي تواند از طريق کانال بيوپسي، ذرات روي سطح غشاء مخاطي را خارج کند تا آزمايش تسهيل شود.
بيوپسي
بيوپسي هميشه در طي يک سيگموئيدوسکوپيي انجام نمي شود. فورسپس بيوپسي از طريق پورت مخصوصي زير سرکنترلي بيرون مي آيد. وسيله با حرکت سر اسکوپ به سمت محل ضايعه مي رود و سپس فورسپس به سمت ضايعه پيش مي رود. پس از نمونه برداري، ضايعه بسيار کوچکي وجود خواهد داشت.
قلاب اندازي
اين تکنيک براي پيش رفتن اسکوپ در طول روده استفاده مي شود. براي حرکت بيشتر و ديد بهتر، گاهي بايد قسمتي از کولون پايين کشيده شود، در غير اين صورت،  سر اسکوپ 30 تا 90 درجه مي  چرخد و اسکوپ ‏‎ cm‏5 تا 10 به عقب کشيده  مي شود.‏
مانور چين خوردگي
با اين مانور روده به سمت اندوسکوپ چين داده مي شود تا طول بيشتري از آن قابل مشاهده باشد. در اين حالت سر اسکوپ حدود 30 درجه در جهت مجرا مي چرخد. هنگامي که ميله حدود ‏cm‏ 3 تا 6 پيش رفت در جهت پاد ساعتگرد حدود 45 تا 60 درجه چين مي خورد.پس از مشاهده روده با يک چرخش ساعتگرد متقارن، چين خوردگي از بين مي رود.
مانور برگشتي ‏J‏
سر اسکوپ در حدود ‏cm‏ 10 داخل رکتوم قرار مي گيرد. سپس سر آن به حالت بيشترين انحراف زاويه اي مي رسد و اسکوپ‏‎ cm‏5 تا 10 داخل غشاء مخاطي شکمي پيش مي رود. ‏
اين عمل سر اسکوپ را بر عکس مي کند تا اجازه مشاهده هموروئيدها و ديگر وضعيت هاي پاتولوژيک رکتوم را بدهد. در اين حالت اسکوپ مي تواند چرخشي 360 درجه اي داشته باشد تا داخل ناحيه ‏anorectal‏  قابل مشاهده باشد.
وقتي روده انتهايي هم مورد بررسي قرار گرفت، سر اسکوپ بايد بيرون آورده شود و در همين حين هوا براي راحتي بيمار ساکشن مي شود. سپس آب صابون از طريق اسکوپ ساکشن مي شود تا از خشکي و چسبندگي کانال ها پيشگيري شود.
بيماراني که قبلا  جراحي شکمي داشته باشند در طول اين عمل، ناراحتي زيادي را متحمل ‏مي شوند. اين عمل ممکن است باعث خونريزي خفيفي شود که خود به خود بهبود مي يابد. جدي ترين  عارضه سيگموئيدوسکوپيي، سوراخ شکمي است که بسيار نادر است.‏

غافلگيري يک سرطان نفس گير

سرطان ريه، بيماري است که به صورت رشد سلولي کنترل نشده در بافت ريه تعريف شده است. اين رشد ممکن است به متاستاز (هجوم بيماري به بافت هاي اطراف) منجر شده و بر تصفيه هوا در ريه ها تاثير بگذارد. در اکثر موارد، سرطان ريه از نوع خوش خيم است و از سلول هاي مخاطي نشات مي گيرد. سرطان ريه اولين علت مرگ مرتبط با سرطان در زنان است و هر سال 3/1 ميليون قرباني در سراسر جهان مي گيرد. شايع ترين علائم اين بيماري عبارتند از: تنگي نفس، سرفه (به همراه خون) و کاهش وزن.

مهم ترين انواع سرطان ريه ‏Small cell lung carcinoma‏ (سرطان ريه سلول کوچک) و ‏non-Small cell lung carcinoma‏ (سرطان ريه غير سلول کوچک) هستند که به اختصار ‏SCLC‏ و ‏NSCLC‏ خوانده مي شوند. سرطان نوع ‏NSCLC‏ معمولا به روش جراحي درمان مي شود، در حالي که شيمي درماني و راديوتراپي در درمان ‏SCLC‏ ترجيح داده مي شود. شايع ترين علت ابتلا به سرطان ريه، قرار داشتن به مدت طولاني در معرض دود تنباکو است. علت ابتلا به سرطان ريه در افراد غير سيگاري (که ?10 مبتلايان به سرطان ريه را تشکيل مي دهند)، ترکيبي است از فاکتورهاي ژنتيکي، گاز رادون، پنبه نسوز، آلوده کننده هاي هوا شامل استنشاق دود سيگار ساير افراد.
سرطان ريه با تصويربرداري اشعه ‏X‏ از قفسه سينه و ‏CT‏ اسکن قابل مشاهده است. تشخيص نهايي از طريق نمونه برداري از بافت هاي مشکوک انجام مي شود که معمولا به شيوه برونکوسکوپي يا بيوپسي به همراه ‏CT‏ انجام مي شود. درمان و بهبود به نوع بافت سرطاني، شدت پخش سرطان در بافت و وضعيت عمومي بيمار بستگي دارد. روش هاي درماني عبارتند از: جراحي، شيمي درماني و راديو تراپي.

‏تشخيص سرطان ريه

در مراحل اوليه اين سرطان هيچ گونه علامتي مشاهده نمي شود. معمولاً هنگامي که علايم ظاهر مي شوند ، سرطان در مراحل پيشرفته است. علايم سرطان ريه شامل : سرفه مزمن ، خشونت صدا، خلط همراه با خون،کاهش وزن و کاهش اشتها، تنگي نفس، تب بدون هيچ علامت مشخص ، خس خس ، تکرر بيماري هايي نظير برونشيت يا ذات الريه و درد قفسه سينه است.
البته از آنجا که اين علايم در ساير بيماري هاي ريوي نيز ممکن است وجود داشته باشد، بايد از روش هاي تشخيصي کمک گرفت:‏
آزمايش هاي مختلفي براي تشخيص سرطان ريه وجود دارد. پزشکان معمولا ميزان رشد سلول هاي سرطاني را درجه بندي مي کنند. اين امر به آنها کمک مي کند که تشخيص دهند آيا سرطان به ساير نقاط بدن نيز سرايت کرده است يا خير. به اين وسيله مي توانند روش مناسب درماني را مد نظر قرار داده و نتايج احتمالي را پيش بيني کنند. براي تشخيص درجه رشد مي توان آزمايش هاي مختلفي از جمله آنچه که در زير به آن اشاره شده است را انجام داد: ‏
عکس برداري از قفسه سينه توسط اشعه ايكس
اشعهX ‎، امواج الکترومغناطيس است که براي تصويربرداري اعضاء داخلي بدن به کار
مي رود. اين امواج طول موج بسيار کوتاهي دارند. هنگامي که اين اشعه به درون بدن نفوذ مي کند توسط بافت هاي مختلف، برحسب چگالي بافت مورد نظر به مقدار متفاوتي جذب مي شود. براي مثال استخوان ها که چگالي بسيار بالائي دارند به خوبي اشعه را جذب مي کنند ولي بافت هاي نرمي مثل پوست، چربي و عضله به راحتي به اشعه ‏X‏ اجازه عبور مي دهند و براي همين تصوير استخوان بر روي عکس ساده راديولوژيک سفيد است، ولي بافت هاي نرم به صورت درجات مختلف رنگ خاکستري ديده مي شوند.‏
در بعضي از اشکال عکس برداري اشعه‏X ‎، از مواد حاجب استفاده مي شود تا حدود و کناره هاي برخي از نواحي بدن به خوبي در عکس مشخص شود. اين مواد يا خوراکي هستندکه مثلاً باعث بهتر ديده شدن دستگاه گوارش مي شوند.‏
تصوير برداري با اشعه ‏X‏ يک تست بدون درد است اما گاهي ممکن است ناراحتي اندکي در اثر مصرف ماده حاجب براي فرد ايجاد شود.‏
سي تي اسکن ‏
در اين روش دستگاه سي تي اسکن با گرفتن تعدادي عکس توسط اشعه ايکس، تصويري سه بعدي از بدن را نشان مي دهد و از اين طريق محل و اندازه دقيق ضايعه و پراکندگي تومور ريه به بخش هاي ديگر قفسه سينه يا اندام هاي دورتر مانند کبد مشخص مي شود.
در اين روش دسته پرتو رونتگن از يک تيوپ پرتو معمولي با آند دوار و ولتاژ بالاي ‏‎120kvp‎‏ و شدت جريان ‏‎600mA‎‏ به قفسه سينه بيمار تابش شده و پس از عبور از سينه فرد توسط آشکار ساز دريافت مي شود. آشکارساز تصوير ايجاد نمي کند بلکه فقط انرژي تمام فوتون هاي عبور کرده را جمع آوري مي کند، سپس اطلاعات به کامپيوتر منتقل شده و پس از پردازش تصوير تومور موجود در ريه ساخته مي شود. گاهي ممکن است از نوع خاصي از سي تي اسکن تحت عنوان سي تي اسکن دوراني يا اسپيرال استفاده شود که در اين روش يک دستگاه کامپيوتري سي تي اسکن با حرکات دوراني به دور بدن بيمار در هر دور بيش از صد تصوير از بدن بيمار مي گيرد به کمک اين تصوير برداري مي توان سرطان هاي بسيار کوچک که شانس درمان بالاتري دارند را مورد شناسايي قرار داد. مجموعه مطالعات انجام شده برروي روش هاي تشخيصي نشان دهنده کارايي آن در تشخيص زود هنگام سرطان ها، حتي با اندازه هاي کوچک است.

‎ MRI‏ (پرتونگاري با استفاده از تشديد ميدان مغناطيسي)‏

اين آزمايش مشابه سي تي اسکن است با اين تفاوت که به جاي تابش اشعه ‏X‏ از مغناطيس جهت عکس برداري از اعضاي بدن استفاده مي شود. در اين آزمايش بيمار به مدت ?? دقيقه به طور ساکن درون اتاقک اين دستگاه مي ماند و تصاوير مقطعي از بدن او تهيه مي شود.‏

اين شيوه تصويربرداري براي بررسي‎ ‎بيماري هاي کبدي‎ ‎،‎ ‎کليوي‎ ‎،‎ ‎ريوي‎ ‎،‎ ‎نارسايي‌هاي قلبي‎ ‎،‎ ‎بررسي جريان خون‎ ‎،‎ بيماري‎ ‎وبا ‎و‎ ‎کم‌خوني راسي شکل‎ ‎بسيار مؤثر است. همچنين براي بررسي‎ ماهيچه ‎،‎ ‎عروق‎ ‎،‎ ‎تاندون‎ ‎و‎ ‎رباط ها‎ ‎کاربرد دارد. اگر چه‎ MRI ‎نمي‌تواند‎ استخوان ‎را به تصوير بکشد، ولي با استفاده از آن مي‌توان‎ مغز‎ ‎استخوان ‎و ساختمان هاي بسيار ريز را نمايان ساخت‎.
‎مزايا‎ي اين روش
‎1. فقدان اشعه يونيزان يا هرگونه خطر بيولوژيک ديگر‎.
‎2. به کمک اين سيستم علاوه بر‎ آناتومي ‎عضو مورد نظر ،‎ بيوشيمي ‎و‎ ‎فيزيولوژي‎ ‎آن را نيز مي‌توان مورد بررسي‎ ‎قرار داد‎.
‎3. علاوه بر ايجاد تصوير‎ ‎اگزيال‎ ‎از اين مزيت برخوردار است که مي‌توان‎ ‎به راحتي در هر قطع مثل ساژيتال و کورونال نيز تصوير تهيه کرد‎.
‎4. عدم نياز به آمادگي قبلي براي گرفتن تصوير مانند خوردن‎ ‎روغن کرچک‎ ‎و غيره‎.
‎5. عاري بودن تصاوير‎ MRI ‎از هرگونه‎ ‎نويز حرکتي. ‏
6. تفاوت بين ساختمان‏ هاي عروقي و غير عروقي بدون نياز به‎ ‎مواد کنتراست‌ زا‎ ‎و بر عکس‎ سي‎ ‎تي اسکن .
‎معايب‎
1. به علت استفاده از‎ ‎ميدان مغناطيسي‎ ‎قوي نمي‌توان آن را در مورد‎ ‎تمام بيماران اجرا کرد. از جمله اين بيماران افراد داراي باطري هاي قلبي، پارگي در‎ ‎عروق مغزي‎ ‎و پيوندهاي فلزي در‎ چشم. ‎زيرا اين ميدان قوي‎ ‎مغناطيسي مي‌تواند باعث گرم شدن ، کشيدن يا جابجايي اجزاي فلزي شود يا منجر به‎ ‎آسيب‌هاي بافتي يا بد عمل کردن آنها و حتي‎ ‎مرگ‎ ‎شود‎.
‎2. عدم توانايي در تصويربرداري از استخوان‎.
‎3. وجود هر گونه وسايل فلزي در اتاق محل آزمايش که ميدان مغناطيسي سبب کشيده شدن‎ ‎آن وسايل به طرف دستگاه شده و ممکن است خطرات جانبي براي بيمار به وجود آيد‎.
‎4. وزن بسيار زياد ، مغناطيس درون دستگاه (در حدود 4 تن) و قيمت بالاي آن‎.
‎5. زمان طولاني مورد نياز جهت تصوير برداري (به طور معمول 45 دقيقه يا يک ساعت‎.‎
PET‏ اسکن‏
PET‏ سيستمي است که مي تواند تصاوير مقطعي از توزيع پوزيترون انتشاري حاصل از داروهاي راديو اکتيو تزريق شده در بدن را دريافت کند. اين تصاوير حاوي اطلاعاتي راجع به فعاليت هاي بيوشيميايي متابوليسم هاي سلولي و فيزيولوژي و پاتولوژي تومور فراهم کند، در حاليکه ‏CT، راديولوژي و ‏MRI‏ تنها تصاوير مربوط به ويژگي هاي آناتوميک تومور را در اختيار پزشک قرار مي دهد.‏

اصول عملکرد دستگاه ‏PET‏ ‏
مرحله اول اسکن عبوري

در اين اسکن منبع توليد فوتون که يک ماده راديو اکتيو است در خارج از بدن بيمار قرار دارد. در اسکن عبوري منبع تابش کننده فوتون در اطراف بدن بيمار حرکت کرده و اشعه به بدن بيمار تابانده مي شود. فوتون هاي تابيده شده پس از عبور از بدن بيمار توسط آشکارسازهايي که در طرف ديگر قرار دارد جذب شده و در آنها سيگنال توليد مي کند. تصوير به دست آمده با اين روش تصوير عبوري نام دارد. در سيستم ‏PET‏ از اين تصوير براي به دست آوردن اطلاعات آناتوميک بيمار جهت اعمال روش هاي صحيح تضعيف بافت قبل از بازسازي تصوير استفاده مي شود.
اگرچه کاربرد هر يک از اين آزمايش ها متفاوت است اما همگي تصويري را که در آن رشد نا متعارف وجود دارد ارائه مي دهند. عکس برداري از طريق اشعه ايکس به اين صورت است که يک شعاع نوري به داخل بدن فرستاده مي شود و تصاوير را به صورت فيلم ضبط مي کند در حاليکه ساير آزمايش ها شامل تصاوير کامپيوتري هستند. ‏
متداول ترين روش در سيستم هاي موجود استفاده از منبع خطي با حرکت دوراني است. جنس اين منابع از ‏CS‏137است. زمان اسکن عبوري بسيارکوتاه در حدود 2 دقيقه براي هر ‏‎ viewاست.
مرحله دوم اسکن تابشي
تصوير برداري ‏PET‏ با تزريق راديو دارو به بيمار آغاز مي شود. پس از چند دقيقه راديو دارو در بافت مورد نظر تجمع پيدا کرده و در آنجا شروع به واپاشي مي کند. در راديو داروهاي مورد استفاده در ‏PET‏ بر اثر فروپاشي، پوزيترون توليد مي شود. پوزيترون توليد شده در بافت شروع به حرکت مي کند و پس از اينکه انرژي جنبشي خود را در عمق 1 تا 3 ميلي متري بافت از دست داد با يک الکترون مداري ترکيب شده و پديده فنا اتفاق مي افتد، که بر اثر آن دو ذره فوتون گاما هريک با انرژي ‏‎55Kev‎‏ و تحت زاويه ي ?180 نسبت به هم توليد مي شود. فوتون هاي توليد شده در بافت شروع به حرکت کرده و پس از خروج از بدن به آشکارسازهايي که در اطراف بيمار به صورت حلقه قرار دارند مي رسند. در صورتي که هر دو فوتون ساطع شده از پديده فنا با اختلاف زماني معين (10 تا 12 نانو ثانيه) به آشکارسازها برسند يک پديده هم زماني صحيح ثبت مي شوند که در واقع يک واحد اطلاعاتي براي بازسازي تصوير است. پس از اينکه تعداد هم زماني هاي صحيح ثبت شده از نظر آماري به مقدار قابل توجهي رسيد مرحله جمع آوري اطلاعات خام پايان مي يابد. پس از آنکه جريان خروجي ‏PMT‏ ها تقويت شد و هم زماني هاي صحيح و پراکنده توسط سيستم اندازه گيري زمان مشخص شد، داروها جهت بازسازي تصوير به بردهاي الکترونيکي موجود در سيستم منتقل مي شوند. مهم ترين بردهاي الکترونيکي در ‏PET‏ عبارتند از:‏
1 ADC‏ مبدل آنالوگ به ديجيتال‏
2 CPU‏ جهت کنترل کل سيستم‏
3 AP‏ جهت بالا بردن سرعت بازسازي سيستم‏
4 OHM‏ جهت ثبت اطلاعات خام و اعمال تصحيحات بر روي آنها
درنهايت بر اساس اطلاعات آناتوميکي که بر اساس ميزان تضعيف آناتوميکي که از اسکن عبوري آمده را در نهايت پردازنده تصوير، اين داده ها را به يک تصوير قابل نمايش بر روي مانيتور کامپيوتر تبديل مي کند که چاپگرهاي ليزري يا سوزني اين تصاوير را روي کاغذ حک مي کنند.

نمونه برداري از ريه (بيوپسي)‏
در اين روش قسمتي از بافت تومور موجود در ريه برداشته شده و تحت بررسي ميکروسکوپي قرار مي گيرد. بدين ترتيب که نمونه برداشته شده را در زير ميکروسکوپ قرار مي دهند تا بررسي شود که آيا سلول هاي سرطاني در آن يافت مي شوند يا خير. اين کار از دو طريق انجام مي شود:‏
نمونه برداري با سوزن: در اين روش با تابش پرتوي اشعه ايکس، توده در صفحه تلويزيون ديده مي شود و پزشک با دقت با سوزن مقداري از بافت ريه را با سرنگ کشيده و براي آزمايش بافت شناسي جدا مي کند.
از طريق عمل جراحي : در جراحي قسمتي از کل تومور برداشته مي شود که به پزشکان اين امکان را مي دهد که نوع سرطان را نيز مشخص کنند.‏
اين آزمايش بسيار مهم است زيرا مطمئن ترين روش براي تشخيص سرطان ريه و نوع آن به حساب مي آيد. ‏

نمونه برداري با برونکوسکوپ يا برونکوسکوپي
برونکوسکوپ لوله اي فلزي و توخالي است که به يک لامپ مجهز شده و از طريق دهان يا بيني به داخل ناي فرو داده مي شود و مشاهده بصري بافت ريه و شناسايي مناطق داراي رشد غير طبيعي را امکان پذير مي کند. همچنين پزشک اين امکان را دارد که مقداري از بافت و مايع درون ريه را از طريق اين لوله براي امتحان بافت شناسي جدا کند (بيوپسي). قبل از انجام اين عمل به بيمار بي حسي موضعي داده مي شود.

آزمايش سلول هاي موجود در خلط ‏
خلطي که از طريق سرفه از ريه ها بالا مي آيد وسيله خوبي براي آزمايش سرطان به شمار مي رود. از جمله مزاياي اين روش اين است که مي تواند سرطاني را که از طريق اشعه ايکس شناسايي نمي شود آشکار کند اما مکان دقيق تومور از اين طريق مشخص نمي شود و لازم است که با آزمايش هاي ديگر همراه شود. اگرچه تصويربرداري و ساير آزمايش هاي ذکر شده خيلي سريع بيماري را مشخص مي کنند اما به دليل خطراتي که در بر دارند براي همه افراد پيشنهاد نمي شوند. ‏
آزمايش تنفس
‏ در اين شيوه بيمار قبل از جراحي تحت آزمايشات تنفسي متفاوت قرار مي گيرد.هنگامي كه سلول هاي ريه سرطاني مي شوند از نظر سوخت و ساز در درون آنها تغييراتي ايجاد مي شود كه اين تغييرات را با آزمايش هواي تنفسي افراد مي توان مشخص كرد. پيام هاي ملکولي و سيگنال هاي موجود در جريان خون يا در سلول هاي ديواره راه تنفسي مي توانند مراحل اوليه سرطان را تشخيص دهند. به کمک تست بازدم مي توان نشان داد آيا يک بيمار در معرض خطر ابتلا به سرطان ريه است يا خير. محققان با استفاده از ‏DNA‏ گرفته شده از تنفس بازدم افراد مي توانند حالت سلول هايي را که ديواره ريه را مي پوشانند بررسي کرده و سرطان را در مراحل اوليه تشخيص دهند. تشخيص سرطان در اين مرحله اهميت حياتي دارد و با اين وجود، در حال حاضر ابزار غير تهاجمي براي تشخيص سرطان در بررسي هاي کلينيکي و جود ندارد. محققان دريافته اند بازدم افراد حاوي ماده ژنتيکي يا ‏DNA‏ است که در سلول هاي ديواره ريه ها وجود دارند و که به اين ترتيب به تشخيص در معرض خطر بودن افراد کمک مي کند. روش آزمايشگاهي جديد از نوعي حسگر رنگي استفاده مي كند كه تغييرات اندك شيميايي موجود در هواي تنفسي افراد مبتلا به سرطان ريه را مشخص مي كند. روش جديد نشان مي دهد كه اين روش مي تواند در بيش از هفتاد و پنج درصد از موارد سرطان ريه را به خوبي مشخص كند.‏
آزمايش خون
‏ تومورهاي سرطاني آنتي ژن و آنزيم هاي مشخصي را توليد مي کنند که ممکن است از طريق آزمايش خون کشف شوند. اندازه گيري آنتي ژن کارسينوامبريونيک و آنزيم ‏NSE‏ از آزمايش هاي غربالگر اين بيماري است. افزايش ميزان سطح اين پروتئين ها مبين نشانه هاي سرطان و کاهش ميزان آنها در حين درمان نشانه مهار کردن رشد سرطاني سلول هاي بيمار است. ‏
[0]‏ همچنين ‏[0]يک آزمايش خوني جديد مي‌تواند احتمال تشخيص بيماري در مراحل زودرس و قابل درمان بيماري را بالا ببرد. اين تست جديد که ‏LC‏ نام دارد سطح خوني يک پروتئين که در طي سرطان ريه وارد خون مي‌شود و به ندرت در خون افراد سالم يافت مي‌شود، اندازه‌گيري مي‌شود. ‏
البته اين آزمايش به تنهايي نمي‌تواند تشخيص‌دهنده سرطان ريه باشد. در افرادي که اين پروتئين در خون آنها يافت مي‌شود، در مرحله بعدي تست‌هاي تصويرنگاري مانند سي‌تي‌اسکن و عکس‌هاي گرفته شده از سينه با اشعه ايکس، باعث تشخيص قطعي سرطان مي‌شوند.‏
X-ray‏  قفسه سينه در برابر ‏CT-Scan
‏ بر اساس مطالعات توسط دکتر ‏Clavdia I.Henschke‏ که نخستين کسي بود که‏
پروژه هاي عملي سرطان ريه را در 1992 سازماندهي کرد. موثر بودن ‏X-ray‏ هاي فقسه سينه در تشخيص زود هنگام سرطان ريه بهتر است يا ‏CTscan ‎‏ با دز کم مورد بررسي قرار گرفت.‏
‏1000 نفر به صورت داوطلبانه براي انجام اين تحقيق ثبت نام کرده بودند، همه اين افراد نسبت به حداقل 60 ساله بوده و سرطان ريه با ريسک بالا داشتند و همگي سابقه سيگار کشيدن داشتند. نتايج نشان داد که ‏CTscan‏ با دز کم به همان خوبي ‏X-ray‏ قفسه سينه است.
نتايج اوليه نشان داد که ‏STsacan‏ با دز کم در تشخيص زود هنگام سرطان ريه بهتر عمل مي کند و ‏CTscan، دز کم در تشخيص گره هايي به کوچکي ‏‎3 mm‎‏ در ريه بهترعمل مي کند. اگر گره هايي وجود داشته يا سرطاني بودند، آزمايشات بيشتري براي تشخيص لازم است. هنگام مقايسه ‏CTscan‏ با ‏X-ray‏ هاي استاندارد قفسه سينه، محققان کاربرد ‏CTscan‏ را پيدا کردند:
- توده هاي غير کلسيمي که احتمالا 3 برابر بزرگتر ظاهر شده اند.
- تومورهاي سرطاني که احتمالا 4 برابر بزرگتر تشخيص داده شده اند.
- مرحله ? سرطان سينه که احتمالا 6 برابر بزرگتر تشخيص داده شده اند.‏
در ميان 1000شرکت کننده، با  استفاده از ‏CTscan‏  233 بيمار نتيجه مثبت داشتند (يک توده يا بيشتر وجود داشت) و 767 بيمار نتيجه منفي داشت (هيچ توده يا سرطاني تشخيص داده نشد) و ‏X-ray‏ قفسه سينه کمتر قابل اعتماد بود. با استفاده از ‏X-ray‏ قفسه سينه براي غربالگري، فقط 68 بيمار (مقايسه با 233) نتيجه مثبت داشتند و فقط 7 بيمار سرطاني (در مقايسه با 27 در ‏CTscan‏) تشخيص داده شدند. نتايج نشان داد که ‏X-ray‏ هاي قفسه سينه کمتر قابل اعتماد بودند.
در ادامه به تو ضيح روش راديوتراپي مي پردازيم که در درمان اکثر سرطان ها به کار مي رود.

راديوتراپي
  عبارت است از استفاده پزشکي از امواج يونيزان به عنوان بخشي از فرايند درمان سرطان جهت کنترل سلول هاي بدخيم ( البته نبايد با راديولوژي اشتباه شودکه استفاده از اشعه در تصوير برداري پزشکي به منظور تشخيص است). راديوتراپي ممکن است به عنوان درمان اصلي يا درمان کمکي استفاده شود. به اين ترتيب که در صورت غيرقابل درمان بودن سرطان، از راديوتراپي به منظور تسکين و تخقيف علائم استفاده شده  يا در مواقعي که اين درمان نقش حياتي در بهبود بيمار داشته باشد، به عنوان روش درماني اصلي به کار مي رود. در راديوتراپي، ‏DNA‏ سلول هاي هدف تخريب مي شوند. اين تخريب به کمک باريکه اي از پرتوي فوتون، الکترون، پروتون، نوترون يا اشعه يونيزان انجام مي گيرد. اين پرتو به صورت مستقيم يا غير مستقيم، اتم ها را تجزيه مي کند که سبب تخريب ‏DNA‏ درون آنها مي شود. از آنجا که معمولا سلول هاي سرطاني تمايز نايافته بوده و به سلول هاي بنيادي شباهت دارند، بيشتر تکثير شده و نسبت به سلول هاي تمايز يافته، توانايي کمتري در ترميم تخريب دارند . بنابراين تخريب ‏DNA‏ ايجاد شده توسط راديوتراپي در طي تقسيم سلولي به صورت موروثي منتقل مي شود و عملکرد سلول هاي سرطاني را مختل مي کند و در نتيجه يا اين سلول ها از بين مي روند يا از سرعت تکثير آن ها کاسته مي شود.
يکي از محدوديت هاي اين روش، در تومورهاي سفت است که سلول هاي موجود در ‏
آن ها دچار کمبود اکسيژن هستند. علت اين پديده آن است که تومورهاي سفت معمولا جريان خون را از خود به بيرون مي فرستند و شرايطي را ايجاد مي کنند که ‏hypoxia‏ (کمبود اکسيژن در بافت) ناميده مي شود. هر چه شدت ‏hypoxia‏ در يک بافت شديدتر باشد، مقاومت آن در برابر راديوتراپي بيشتر خواهد بود، چرا که حضور اکسيژن سبب دائمي شدن اثر پرتو بر تخريب ‏DNA‏ مي شود. تحقيقات بسياري براي حل اين مشکل انجام شده است و مطالعات بيشتري در حال پيگيري است.
در اشعه تابشي در راديوتراپي بايد به گونه اي انتخاب شود که حداکثر تاثير را بر تومور داشته و در عين حال حداقل صدمه رساني را به بافت سالم اطراف آن داشته باشد. هرگونه خطا در اين مورد سبب ايجاد عوارض جانبي براي بيمار مي شود. مهم ترين عوارض جانبي راديوتراپي عبارتند از: عوارض پوستي و سوختگي در محل تابش اشعه که با افزايش مهارت و تجربه پزشکان و گروه هاي راديولوژيست، اين عوارض در اکثر مواقع به خوبي پيشگيري و کنترل مي شود.
شتاب دهنده هاي ويژه اي که براي توليد الکترون شتاب يافته به درون بدن استفاده
‏ مي شوند عبارتند از: سيستم هاي ليناک، توموتراپي، چاقوي گاما و سايبرنايف.
سيستم هاي گاما نايف از پرتوهاي ايزوتوپ کبالت 60 استفاده مي کنند و براي درمان غدد سرطاني به کار مي روند. سيستم هاي سايبرنايف داراي هدايت گرهاي روباتي مخصوص هستند. سيستم شتاب دهنده خطي ذرات ‏‎(LINAC)‎‏ نوعي شتاب دهنده ذرات بينادي است. اين شتاب دهنده خطي مي تواند در ابعاد مختلف ساخته شود. انواع کوچک آن داراي استفاده درماني در راديوتراپي هستند.‏

سرطان از نوع مردانه

پروستات بخشي از سيستم توليد مثل مردان است که دراطراف پيشابراه قرار دارد. سرطان پروستات پس از سرطان ريه، شايع ترين سرطان منجر به مرگ در بين مردان است که گسترش آن در آمريکا بيشتر از آسيا است.
سرطان هاي پروستات در بافت غده اي پروستات آغاز و آدنوکارسينوم
ناميده مي شوند. اين بيماري هنگامي ايجاد مي شود که سلول ها دچار تغيير يا رشد بي رويه مي شوند. سرطان پروستات اغلب با سرعت کمي رشد مي کند و مي توان آن را با موفقيت تحت کنترل در آورد، اما ممکن است از پروستات به ساير نواحي بدن به ويژه استخوان ها و غدد لنفاوي سرايت کند.

ريسک ابتلا به پروستات در اثر برخي عوامل بيشتر مي شود مانند: سن بالاي 65 سال، عوامل ارثي، مقدار زياد هورمون تستسترون، مواد غذايي چرب، چاقي، عدم فعاليت، کار با فلز کارميوم. برخي تحقيقات ثابت کرده است که اسيدهاي چرب موجود در روغن ماهي به دليل وجود امگا 3 مي تواند از پيشرفت سرطان پروستات جلوگيري کند.

تشخيص بيماري
پروستات در ابتدا علائم مشخصي ندارد و ممکن است در طي يک معاينه پزشکي ساده مشخص شود. اما پس  از سرايت به ساير نواحي ممکن است با علائمي مثل استخوان درد همراه شود.
در ادامه به برخي روش هاي معمول تشخيص اين بيماري مي پردازيم:
‏‎(DRE): Digital Rectal Examination ‎
‏    در اين روش تشخيصي فيزيکي، آزمايش گيرنده يک انگشت پوشيده با دستکش چرب شده را وارد رکتوم يا راست روده فرد مي کند تا سايز، شکل و بافت پروستات را بررسي کند. ‏
نواحي نامنظم، سخت يا ناصاف ممکن است دچار سرطان باشند. ‏DRE‏ تنها براي تشخيص پروستات پشتي مفيد است که 85?  پروستات ها در اين ناحيه هستند.

‎(PSA): Protate Specific Antigen‎
‏   اين روش، آزمايشي براي تعيين سطح آنتي ژن مخصوص پروستات در خون است، اين آنزيم پروتئيني است که توسط سلول هاي غده پروستات ساخته مي شود و در سرم خوني وجود دارد. هر چه سطح ‏PSA، بالاتر باشد، احتمال ابتلا به سرطان پروستات بيشتر است. ‏
اگر سطح‏PSA‏ ‏mg/ml‏ 4 باشد، طبق استاندارد  ‏FDA‏ بايد بيوپسي انجام شود.
البته سطح ‏PSA‏ ممکن است به دلايل ديگري غير از سرطان بالا باشد. مقايسه سطح ‏PSA‏ با سايز پروستات به وسيله اولتراسوند يا ‏MRZ‏ انجام مي شود، اين مقايسه که تحت عنوان چگالي ‏PSA‏ ناميده مي شود، هزينه بالايي دارد.

بيوپسي
‏ بيوپسي به معناي نمونه برداري است، در اين حالت، سلول ها با استفاده از سوزن هاي ‏
نمونه برداري ، برداشته مي شوند، از هر طرف پروستات 3 تا 6 نمونه در کمتر از يک ثانيه برداشته مي شود. نمونه برداري از طريق رکتوم انجام مي شود. اين عمل با بي حسي موضعي همراه است. سلول ها براي تشخيص سرطاني بودن و تعيين سرعت رشد در زير ميکروسکوپ مورد بررسي قرار مي گيرند. درجه تومور معمولا با درجه بندي ‏Cleason‏ که از 2 تا 10 است، مشخص مي شود و بيان مي کند که درجه فعاليت يا سختي تومور چقدر است. ‏

Transrectql ultra sonography‏
‏   با استفاده از امواج صوتي و پروبي که از رکتوم وارد مي شود، تصويري از پروستات، ‏
گرفته مي شود و مورد بررسي قرار مي گيرد.

Cytoscopy‏ ‏
‏    اندوسکوپي از مثانه از طريق مجراي ادراري آزمايش سلولي( ‏Cytoscopy‏ ) ناميده مي شود و معمولا با بي حسي موضعي همراه است. براي اين کار از ‏Cystoscope‏ براي ديدن داخل مثانه  و مجاري ادراري استفاده مي شود. برخي ‏Cystoscope‏ ها از فيبرهاي نور استفاده مي کنند که فيبرهاي شيشه اي انعطاف پذيرند و به ضخامت يک مداد هستند. در انتهاي آنها نوري وجود دارد و تصوير از يک سر وسيله تا سر ديگر آن که به نمايش گر مي رسد حمل مي شود. بسياري از ‏Cystoscope‏ ها يک تيوپ خارجي دارند که ساير تجهيزات لازم براي جراحي داخل مجاري ادراري را هدايت مي کنند. در کل 2 نوع ‏Cystoscope‏ وجود دارد:‏
‏1) ‏Cystoscope‏ انعطاف پذير: با استفاده از ژل ليدوکايين که براي هر دو جنس استفاده ‏
مي شود.
2) ‏Cystoscope‏ صلب: با بيهوشي عمومي استفاده شده و مخصوص مردان است.

تصوير برداري
‏کليه تصوير برداري ها  با اشعه ‏X، سونوگرافي، ‏CTscan، ‏MRI‏ و اسکن استخواني مي تواند عامل مشخص کننده اين بيماري باشد.

Watch Ful Waiting
‏ اين روش در حقيقت يک روش نظارتي است که پس از تشخيص بيماري براي بررسي درجه پيشرفت آن استفاده مي شود. اين روش که به آن نظارت فعال نيز گفته مي شود يک روش نظارت و مونيتورينگ منظم بدون درمان تهاجمي است که براي سرطان در مراحل اوليه با رشد بسيار کند تجويز مي شود. البته براي مواردي است که روش هاي درماني خطرناک است مانند افراد با سن بالا، با اين روش ممکن است درمان تهاجمي که باعث تحت تاثير قرار گرفتن کيفيت زندگي فرد مي شود مدتي به تعويق بيفتد و با توجه به درگيري افراد با سن بالا به اين بيماري ممکن است در صورت شتاب نگرفتن سرطان، تا آخر عمر نيازي به درمان هاي تهاجمي و تحمل تبعات آن نباشد.

روش ‏PCA3‎‏ ‏
‏  اين روش جديد، روشي غير تهاجمي براي تشخيص اوليه تومور از طريق تست مولکولي است که مشخص مي کند ميزان ‏PCA3 MRNA‏ در ادرار چه مقدار است. ‏PCA3 MRNA‏  توسط پروستات ساخته مي شود و سطح بالاي آن نشانه سرطان است. اين روش جايگيزين ‏PSA‏ نيست بلکه به همراه آن استفاده مي شود و در نهايت نياز به بيوپسي را نشان مي دهد.
روش هاي  درماني
‏  عوارض درماني اين بيماري غير قابل کنترل نيست و معمولا با گذشت زمان به طور کامل حل ‏
مي شود. چند روش عمومي را در ادامه توصيف مي کنيم.‏
جراحي
‏  در روش ‏Prostatectomy، با استفاده از عمل جراحي پروستات خارج مي شود و معمولا  براي بيماراني استفاده مي شود که به روش هاي پرتو درماني جواب نداده باشند.
پرتو درماني
  در اين روش درماني از تابش يونيزه براي کشتن سلول هاي سرطاني استفاده مي شود. جذب اشعه گاما يا ‏X‏ توسط بافت مي تواند به ‏DNA‏ آسيب برساند. ‏
پرتو درماني به 2 روش انجام مي شود:
‏External beam radiation thrapy ‎‏ ‏
‏  اين روش از شتاب دهنده خطي براي ايجاد اشعه ‏X‏  پر انرژي استفاده مي کند که در آن  پرتو به پروستات تابيده مي شود.
‏‎(IMRI) Intensity Modulated Radiationthrapy‎
براي تنظيم پرتو تابشي به کار مي رود که با توجه به شکل تومور امکان جذب بيشتر در تومور و آسيب کمتر به مثانه و راست روده را ايجاد مي کند. روش پرتو خارجي چند هفته به طول مي انجامد. در اين مدت بايد هر روز به مرکز پرتو درماني مراجعه شود.

Brachy thrapy‏ :  ‏
حدود 100 دانه حاوي ماده راديو اکتيوي مثل ‏iodine-125‎‏ يا ‏‎ Palladium - 103‎‏ توسط يک سوزن از طريق پوست ‏Perineum‏ به طور مستقيم در داخل تومور گذاشته مي شود. اين دانه ها اشعه ‏X‏ کم انرژي را تابش مي کنند که تنها مي تواند فاصله کوتاهي را طي کند. ممکن است از هر دو روش پرتو درماني به صورت توام استفاده شود يا پرتو درماني با هورمون درماني ترکيب شود.

هورمون درماني
‏     در اين روش تومور از طريق تجويز دارو يا تزريق کوچک مي شود. در حقيقت با دارو از گرفتن ‏dihydrotestasteron (DHT)‎‏  توسط سلول هاي سرطاني جلوگيري مي شود. هورمون ‏DHT‏ در پروستات توليد مي شود و براي رشد سلول هاي سرطاني لازم است. ‏DHT‏ براي توليد، به تستسترون احتياج دارد که توسط بيضه ها توليد مي شود، پس با برداشتن آنها، ‏DHT‏ هم ساخته نمي شود. اين روش را مي توان براي جلوگيري از بازگشت سرطان هم ‏
به کار برد.‏

Cryosurgery‏ ‏
‏    اين روش درماني از روش ‏Prostatectomy‏ کم تر تهاجمي است. با هدايت اولتراسوند، ‏
ميله هاي فلزي از طريق پوست ‏Perineum ‎‏ به داخل پروستات فرستاده مي شود. از گاز آرگون براي سرد کردن ميله ها استفاده مي شود. اطراف بافت با دماي ‏‎-196 °C‏ منجمد‏
‏ مي شود. وقتي آب سلول هاي داخل پروستات منجمد شد، سلول ها مي ميرند.
‏Urethra ‎‏ با استفاده  از يک کاتتر پر شده با مايعي گرم، از منجمد شدن محافظت مي شود.

‎(HIFU) Highintensity focused ultrasound ‎
‎   ‎‏ براي تخريب بافت پروستات استفاده مي شود. در طول اين روش درماني، امواج صوتي پروستات را گرم مي کند و بدين ترتيب سلول هاي سرطاني را تخريب مي کند. امواج اولترا سونيک بر روي بخش هاي خاصي از پروستات متمرکز مي شوند تا بافت هاي غير سرطاني آسيب کمتري ببينند، دماي نقاط حرارت ديده توسط امواج صوتي تا ‏‎100°C ‎‏ مي رسد و امروزه با استفاده از پروب رکتالي انجام مي شود. اين روش امکان موفقيت بالا با عوارض جانبي کمتري را دارد.‏

منبع: نشریه مهندسی پزشکی شماره ۸۴

نوشته شده توسط دکتر علی بهشتی   | جمعه ششم خرداد 1390 | لینک ثابت |



همایش ها: دانشجویی | پرستاری | قلب | زنان | پوست | دارویی | چشم | روانپزشکی | اطفال | نورولوژی
متن ها: مقالات پزشکی | مهارت های پزشکی | روش های پزشکی | تجهیزات پزشکی | خبرهای پزشکی
موضوع ها: قلب | زنان | اطفال | چشم | پوست | نورولوژی | ارتوپدی | عفونی
خواندنی ها: نظرسنجی ها | وبلاگ ها | نکته ها | دانستنی ها | گالری ها

دارویی: تاییدیه های ۲۰۱۳ | تاییدیه های ۲۰۱۲ | تاییدیه های ۲۰۱۱
مدیاها: فیلم های پزشکی | تصاویر پزشکی گزارش های پزشکی

آخرین مطالب پزشکی بالینی



           
           
Health Top  blogs film, congress, case report Google Analytics Alternative Health Blog Directory Top Sites Fitness

آخرین اخبار وزارت بهداشت
آخرین اخبار سلامت
 

Page Rank blog links